زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۴۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چشم که بر تو می‌کنم چشم حسود می‌کنم
۲
شکر خدا که باز شد دیده بخت روشنم
۳
هرگزم این گمان نبد با تو که دوستی کنم
۴
باورم این نمی‌شود با تو نشسته کاین منم
۵
دامن خیمه برفکن دشمن و دوست گو ببین
۶
کاین همه لطف می‌کند دوست به رغم دشمنم
۷
عالم شهر گو مرا وعظ مگو که نشنوم
۸
پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم
۹
گر بزنی به خنجرم کز پی او دگر مرو
۱۰
نعره شوق می‌زنم تا رمقیست در تنم
۱۱
این نه نصیحتی بود کز غم دوست توبه کن
۱۲
سخت سیه دلی بود آن که ز دوست برکنم
۱۳
گر همه عمر بشکنم عهد تو پس درست شد
۱۴
کاین همه ذکر دوستی لاف دروغ می‌زنم
۱۵
پیشم از این سلامتی بود و دلی و دانشی
۱۶
عشق تو آتشی بزد پاک بسوخت خرمنم
۱۷
شهری اگر به قصد من جمع شوند و متفق
۱۸
با همه تیغ برکشم وز تو سپر بیفکنم
۱۹
چند فشانی آستین بر من و روزگار من
۲۰
دست رها نمی‌کند مهر گرفته دامنم
۲۱
گر به مراد من روی ور نروی تو حاکمی
۲۲
من به خلاف رای تو گر نفسی زنم زنم
۲۳
این همه نیش می‌خورد سعدی و پیش می‌رود
۲۴
خون برود در این میان گر تو تویی و من منم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.