زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۴۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا تا نقره باشد می‌فشانم
۲
تو را تا بوسه باشد می‌ستانم
۳
و گر فردا به زندان می‌برندم
۴
به نقد این ساعت اندر بوستانم
۵
جهان بگذار تا بر من سر آید
۶
که کام دل تو بودی از جهانم
۷
چه دامن‌های گل باشد در این باغ
۸
اگر چیزی نگوید باغبانم
۹
نمی‌دانستم از بخت همایون
۱۰
که سیمرغی فتد در آشیانم
۱۱
تو عشق آموختی در شهر ما را
۱۲
بیا تا شرح آن هم بر تو خوانم
۱۳
سخن‌ها دارم از دست تو در دل
۱۴
ولیکن در حضورت بی زبانم
۱۵
بگویم تا بداند دشمن و دوست
۱۶
که من مستی و مستوری ندانم
۱۷
مگو سعدی مراد خویش برداشت
۱۸
اگر تو سنگدل من مهربانم
۱۹
اگر تو سرو سیمین تن بر آنی
۲۰
که از پیشم برانی من بر آنم
۲۱
که تا باشم خیالت می‌پرستم
۲۲
و گر رفتم سلامت می‌رسانم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.