زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۴۳۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
۲
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
۳
شوق است در جدایی و جور است در نظر
۴
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
۵
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
۶
بازآ که روی در قدمانت بگستریم
۷
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
۸
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
۹
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
۱۰
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
۱۱
ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب
۱۲
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم
۱۳
نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب
۱۴
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
۱۵
از دشمنان برند شکایت به دوستان
۱۶
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
۱۷
ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
۱۸
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم
۱۹
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
۲۰
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.