زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۴۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آخر نگهی به سوی ما کن
۲
دردی به ارادتی دوا کن
۳
بسیار خلاف عهد کردی
۴
آخر به غلط یکی وفا کن
۵
ما را تو به خاطری همه روز
۶
یک روز تو نیز یاد ما کن
۷
این قاعده خلاف بگذار
۸
وین خوی معاندت رها کن
۹
برخیز و در سرای در بند
۱۰
بنشین و قبای بسته وا کن
۱۱
آن را که هلاک می‌پسندی
۱۲
روزی دو به خدمت آشنا کن
۱۳
چون انس گرفت و مهر پیوست
۱۴
بازش به فراق مبتلا کن
۱۵
سعدی چو حریف ناگزیر است
۱۶
تن درده و چشم در قضا کن
۱۷
شمشیر که می‌زند سپر باش
۱۸
دشنام که می‌دهد دعا کن
۱۹
زیبا نبود شکایت از دوست
۲۰
زیبا همه روز گو جفا کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.