زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۴۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای یار جفا کرده پیوند بریده
۲
این بود وفاداری و عهد تو ندیده
۳
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
۴
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
۵
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
۶
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
۷
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
۸
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
۹
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
۱۰
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
۱۱
مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
۱۲
الا به کمان مهره ابروی خمیده
۱۳
میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
۱۴
غمزت به نگه کردن آهوی رمیده
۱۵
گر پای به در می‌نهم از نقطه شیراز
۱۶
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده
۱۷
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
۱۸
رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده
۱۹
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی
۲۰
گر دیده به کس باز کند روی تو دیده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.