زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۵۳۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مپرس از من که هیچم یاد کردی
۲
که خود هیچم فرامش می‌نگردی
۳
چه نیکوروی و بدعهدی که شهری
۴
غمت خوردند و کس را غم نخوردی
۵
چرا ما با تو ای معشوق طناز
۶
به صلحیم و تو با ما در نبردی
۷
نصیحت می‌کنندم سردگویان
۸
که برگرد از غمش بی روی زردی
۹
نمی‌دانند کز بیمار عشقت
۱۰
حرارت بازننشیند به سردی
۱۱
ولیکن با رقیبان چاره‌ای نیست
۱۲
که ایشان مثل خارند و تو وردی
۱۳
اگر با خوبرویان می‌نشینی
۱۴
بساط نیک نامی درنوردی
۱۵
دگر با من مگوی ای باد گلبوی
۱۶
که همچون بلبلم دیوانه کردی
۱۷
چرا دردت نچیند جان سعدی
۱۸
که هم دردی و هم درمان دردی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.