زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۵۵۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کس درنیامده‌ست بدین خوبی از دری
۲
دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
۳
خورشید اگر تو روی نپوشی فرو رود
۴
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
۵
اول منم که در همه عالم نیامده‌ست
۶
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
۷
هرگز نبرده‌ام به خرابات عشق راه
۸
امروزم آرزوی تو در داد ساغری
۹
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
۱۰
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری
۱۱
بر سرو قامتت گل و بادام روی و چشم
۱۲
نشنیده‌ام که سرو چنین آورد بری
۱۳
رویی که روز روشن اگر برکشد نقاب
۱۴
پرتو دهد چنان که شب تیره اختری
۱۵
همراه من مباش که غیرت برند خلق
۱۶
در دست مفلسی چو ببینند گوهری
۱۷
من کم نمی‌کنم سر مویی ز مهر دوست
۱۸
ور می‌زند به هر بن موییم نشتری
۱۹
روزی مگر به دیده سعدی قدم نهی
۲۰
تا در رهت به هر قدمت می‌نهد سری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.