زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۶۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صاحب نظر نباشد در بند نیک نامی
۲
خاصان خبر ندارند از گفت و گوی عامی
۳
ای نقطه سیاهی بالای خط سبزش
۴
خوش دانه‌ای ولیکن بس بر کنار دامی
۵
حور از بهشت بیرون ناید تو از کجایی
۶
مه بر زمین نباشد تو ماه رخ کدامی
۷
دیگر کسش نبیند در بوستان خرامان
۸
گر سرو بوستانت بیند که می‌خرامی
۹
بدر تمام روزی در آفتاب رویت
۱۰
گر بنگرد بیارد اقرار ناتمامی
۱۱
طوطی شکر شکستن دیگر روا ندارد
۱۲
گر پسته‌ات ببیند وقتی که در کلامی
۱۳
در حسن بی‌نظیری در لطف بی نهایت
۱۴
در مهر بی ثباتی در عهد بی دوامی
۱۵
لایقتر از امیری در خدمتت اسیری
۱۶
خوشتر ز پادشاهی در حضرتت غلامی
۱۷
ترک عمل بگفتم ایمن شدم ز عزلت
۱۸
بی چیز را نباشد اندیشه از حرامی
۱۹
فردا به داغ دوزخ ناپخته‌ای بسوزد
۲۰
کامروز آتش عشق از وی نبرد خامی
۲۱
هر لحظه سر به جایی بر می‌کند خیالم
۲۲
تا خود چه بر من آید زین منقطع لگامی
۲۳
سعدی چو ترک هستی گفتی ز خلق رستی
۲۴
از سنگ غم نباشد بعد از شکسته جامی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.