زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۶۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی
۲
حاکمی گر به قهر می‌رانی
۳
کس نشاید که بر تو بگزینند
۴
که تو صورت به کس نمی‌مانی
۵
ندهیمت به هر که در عالم
۶
ور تو ما را به هیچ نستانی
۷
گفتم این درد عشق پنهان را
۸
به تو گویم که هم تو درمانی
۹
بازگفتم چه حاجت است به قول
۱۰
که تو خود در دلی و می‌دانی
۱۱
نفس را عقل تربیت می‌کرد
۱۲
کز طبیعت عنان بگردانی
۱۳
عشق دانی چه گفت تقوا را
۱۴
پنجه با ما مکن که نتوانی
۱۵
چه خبر دارد از حقیقت عشق
۱۶
پای بند هوای نفسانی
۱۷
خودپرستان نظر به شخص کنند
۱۸
پاک بینان به صنع ربانی
۱۹
شب قدری بود که دست دهد
۲۰
عارفان را سماع روحانی
۲۱
رقص وقتی مسلمت باشد
۲۲
کآستین بر دو عالم افشانی
۲۳
قصه عشق را نهایت نیست
۲۴
صبر پیدا و درد پنهانی
۲۵
سعدیا دیگر این حدیث مگوی
۲۶
تا نگویند قصه می‌خوانی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.