زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۶۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کبر یک سو نه اگر شاهد درویشانی
۲
دیو خوش طبع به از حور گره پیشانی
۳
آرزو می‌کندم با تو دمی در بستان
۴
یا به هر گوشه که باشد که تو خود بستانی
۵
با من کشته هجران نفسی خوش بنشین
۶
تا مگر زنده شوم زآن نفس روحانی
۷
گر در آفاق بگردی به جز آیینه تو را
۸
صورتی کس ننماید که بدو می‌مانی
۹
هیچ دورانی بی فتنه نگویند که بود
۱۰
تو بدین حسن مگر فتنه این دورانی
۱۱
مردم از ترس خدا سجده رویت نکنند
۱۲
بامدادت که ببینند و من از حیرانی
۱۳
گرم از پیش برانی و به شوخی نروم
۱۴
عفو فرمای که عجز است نه بی فرمانی
۱۵
نه گزیر است مرا از تو نه امکان گریز
۱۶
چاره صبر است که هم دردی و هم درمانی
۱۷
بندگان را نبود جز غم آزادی و من
۱۸
پادشاهی کنم ار بنده خویشم خوانی
۱۹
زین سخن‌های دلاویز که شرح غم توست
۲۰
خرمنی دارم و ترسم به جوی نستانی
۲۱
تو که یک روز پراکنده نبوده‌ست دلت
۲۲
صورت حال پراکنده دلان کی دانی
۲۳
نفسی بنده نوازی کن و بنشین ار چند
۲۴
آتشی نیست که او را به دمی بنشانی
۲۵
سخن زنده دلان گوش کن از کشته خویش
۲۶
چون دلم زنده نباشد که تو در وی جانی
۲۷
این توانی که نیایی ز در سعدی باز
۲۸
لیک بیرون روی از خاطر او نتوانی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.