زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۶۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی
۲
تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی
۳
صد نعره همی‌آیدم از هر بن مویی
۴
خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی
۵
بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان
۶
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی
۷
سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت
۸
می‌افتم و می‌گردم چون گوی به پهلوی
۹
خود کشته ابروی توام من به حقیقت
۱۰
گر کشتنیم بازبفرمای به ابروی
۱۱
آنان که به گیسو دل عشاق ربودند
۱۲
از دست تو در پای فتادند چو گیسوی
۱۳
تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد
۱۴
سر بر نگرفتم به وفای تو ز زانوی
۱۵
بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل
۱۶
کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی
۱۷
عشق از دل سعدی به ملامت بتوان برد
۱۸
گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.