نتایج پژوهشی

«عشق در مولوی و حافظ در مولوی»

۲٬۰۱۰ شعر دارای شاهد مستقیم

Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…

حضور در متن

۳۰ نتیجه
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۱۹

بخش غزلیات

۴ بار
ای عشق شوخ بوالعجب آورده جان را در طرب
ما را کجا باشد امان کز دست این عشق آسمان
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۲۰

بخش غزلیات

۱ بار
عشق بگوید الصلا مایده دو صد بلا
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۲۳

بخش غزلیات

۱ بار
ز دست عشق پابرجا شراب آن جا ز بی‌جا خور
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۲۴

بخش غزلیات

۱ بار
ز عشقش جوی جمعیت در آن جامع بنه منبر
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۲۶

بخش غزلیات

۱ بار
ای عشق چه زیبایی چه راوق و گیرایی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۲۸

بخش غزلیات

۱ بار
ای عشق تو را در جان هر دم عملی دیگر
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۳۳

بخش غزلیات

۱ بار
گفتا که تو را این عشق در صبر دهد رنگی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۳۴

بخش غزلیات

۱ بار
مرا عشق بپرسید که ای خواجه چه خواهی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۳۵

بخش غزلیات

۱ بار
آن نیشکر از عشق تو صد جای کمر بست
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۳۷

بخش غزلیات

۲ بار
بدرید گریبان خود از عشق دگربار
خامش که اشارت ز شه عشق چنین است
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۴۸

بخش غزلیات

۳ بار
ز عشق حسن تو خوبان مه رو
نتاند کرد عشقش را نهان کس
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۵۴

بخش غزلیات

۲ بار
ای معشوقان ز عشق تو زار
آن خواجه عشق را ز گفتار
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۶۱

بخش غزلیات

۲ بار
عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار
چون به لشکرگاه عشق آیی دو دیده وام کن
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۶۲

بخش غزلیات

۱ بار
ور جهان در عشق تو بدگوی من شد باک نیست
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۶۳

بخش غزلیات

۲ بار
بر لب دریای چشمم دیده‌ای صحرای عشق
دین من شد عشق رویت مفخر دین یاد دار
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۶۷

بخش غزلیات

۳ بار
رحم کردی عشق تو گر عشق را بودی جگر
بنده ساقی عشقم مست آن دردی درد
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۶۸

بخش غزلیات

۳ بار
بلک دریاییست عشق و موج رحمت می‌زند
پخته شد نان دلی کز تف عشق تو بسوخت
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۷۲

بخش غزلیات

۱ بار
گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۷۵

بخش غزلیات

۲ بار
در جهان عشق باقی مرگ را حاشا چه کار
وانگهی این مست عشق اندر هوای شمس دین
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۷۶

بخش غزلیات

۱ بار
گاه از سرنای عشقش عقل مسکین سنگسار
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۷۷

بخش غزلیات

۲ بار
دوش باغ عشق بودم آن هوس بر سر دوید
رو چو آتش می‌چو آتش عشق آتش هر سه خوش
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۸۱

بخش غزلیات

۲ بار
خلعت خیر و لباس از عشق او دارد دلم
حسن شمس الدین دثار و عشق شمس الدین شعار
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۸۲

بخش غزلیات

۱۲ بار
عشق کان از جان نباشد آفسانست ای پسر
عشق جانان سخت نیکونردبانست ای پسر
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶

بخش غزلیات

۲ بار
در گلشن بگشاید ز درون صورت عشق
عشق داوود شود آهن از او نرم شود
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۰۸۹

بخش غزلیات

۱ بار
عشق روی تو به شش سوی جهان دام دلست