شاه نعمتالله ولی ← غزلیات
۱ بارغزل شمارهٔ ۱۱۴
با ساقی باقی خرابات
۳۹۰ شعر دارای شاهد مستقیم
با ساقی باقی خرابات
در خرابات مغان مست و خراب
در خرابات مغان مست و خراب
در خرابات مغان مستیم و جام می به دست
سید مست است در خرابات
مستیم مدام در خرابات
مستیم و خراب در خرابات
میخانهٔ ما است در خرابات
در کوی خرابات کسی را که مقام است
بشنو سخن سید رندان خرابات
رندم و ساکن خراباتم
در آ مستانه در کوی خرابات
در گوشهٔ خرابات بزم خوشی است ما را
در خرابات مغان مستیم و جام می بدست
در خرابات مغان ما را چو یافت
ما در خرابات مغان رندانه خوش می می خوریم
دوش رفتم در خرابات مغان رندانه مست
در کوی خرابات کسی را که مقام است
بشنو سخن سید رندان خرابات
با ساقی رندان خرابات حریفیم
بی نام و نشان شو که درین کوی خرابات
خوش خراباتی و بزمی چون بهشت
در خرابات عشق شب تا روز
در خرابات مغان بر در میخانه مدام
در خرابات مغان مستیم و با رندان حریف
در خرابات فنا دارم مقام
به خرابات رو خوشی بنشین
در خرابات ساقی سر مست
در خرابات مغان بزمی نهاد
ما خراباتی و رند و عاشقیم
سید طلب و رو به خرابات مغان آر
میخانهٔ ماست در خرابات
عاشقان را ز خرابات مغان باید جست
در خرابات اگر گوشه بیابی سید
ما خراباتی و رند و عاشقیم
در خرابات مغان دیگر مجو