نتایج پژوهشی

«عشق در مولوی و حافظ در مولوی»

۲٬۰۱۰ شعر دارای شاهد مستقیم

Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…

حضور در متن

۳۰ نتیجه
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۲۸

بخش غزلیات

۲ بار
بس است دولت عشق تو منصب و جاهم
به عشق و صبر کمربسته همچو خرگاهم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۳۲

بخش غزلیات

۲ بار
ز دست عشق نویسم به پیش تو ناکام
از آنک شیشه گر عشق ساخته‌ست آن جام
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۳۳

بخش غزلیات

۱۴ بار
به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام
به جان عشق که بالاست از حلال و حرام
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۳۴

بخش غزلیات

۱ بار
که هست رقیه کزدم به کوی عشق مدام
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۳۵

بخش غزلیات

۵ بار
هر آن کسی که بر او کرد عشق نیم سلام
چو عشق را دل و جانم کنیزک است و غلام
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۳۷

بخش غزلیات

۲ بار
به جان عشق که از غیر عشق بیزارم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۴۱

بخش غزلیات

۲ بار
به کوی عشق تو من نامدم که بازروم
براق عشق گزیدم که تا به دور ابد
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۴۶

بخش غزلیات

۴ بار
کمان عشق بدرم که تا بداند عقل
چو عشق هیچ نخسبد ز عشق گیرانم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۴۷

بخش غزلیات

۳ بار
منم به عشق سلیمان زبان من آصف
شهید عشقم و اندر میان خون باشم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۵۴

بخش غزلیات

۲ بار
من ز مستی عشق بی‌خبرم
چشم تن بود درفشان از عشق
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۵۵

بخش غزلیات

۳ بار
چونک بر رخ ز عشق چین دارم
زانک بر پشت عشق زین دارم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۶۰

بخش غزلیات

۲ بار
نور او شمع‌های عشق فروخت
عاشق و عشق و حاکم و محکوم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۶۱

بخش غزلیات

۲ بار
ما ز کونین عشق بگزیدیم
جز که آن عشق هیچ نپرستیم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۶۹

بخش غزلیات

۲ بار
بر ورق عشق ازل چون قلم
عشق غریب است و زبانش غریب
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۷۶

بخش غزلیات

۸ بار
کتب العشق بانی بهوی العاشق اعلم
نصر العشق اجیبوا و الی الوصل انیبوا
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۷۸

بخش غزلیات

۱ بار
و استعشقوا ایمانکم لا تهدموا دارینکم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۸۳

بخش غزلیات

۲ بار
فبالله ارحموا ذلی و عشقی فما لکم
فصاح علینا صیحه العشق والکم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۸۷

بخش غزلیات

۲ بار
گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزون
تا چنگ اندر من زدی در عشق گشتم ارغنون
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۹۰

بخش غزلیات

۱ بار
ای عشق تو در جان من چون آفتاب اندر حمل
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۹۱

بخش غزلیات

۳ بار
در اولین و آخرین عشقی بننمود این چنین
روزی پریشانی کنی در عشق چون دستار من
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۹۲

بخش غزلیات

۲ بار
رستیم از خوف و رجا عشق از کجا شرم از کجا
ای عشق قلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۹۸

بخش غزلیات

۱ بار
گر گنج خواهی سر بنه ور عشق خواهی جان بده
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۰۳

بخش غزلیات

۱ بار
چشم و دماغ از عشق تو بی‌خواب و خور پرورده شد
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۰۴

بخش غزلیات

۱ بار
آن در خلاص جان دود وین عشق را قربان شود
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۰۶

بخش غزلیات

۱ بار
عشق تو را من کیستم از اشک خون ساقیستم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۰۷

بخش غزلیات

۱ بار
در عشقت ای خورشیدفر در گاه و در بی‌گاه من
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۰۸

بخش غزلیات

۴ بار
با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من
بیگانه می باشم چنین با عشق از دست فتن
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۱۰

بخش غزلیات

۲ بار
عشق است آن سلطان که او از جمله دزدان دل برد
عشق است آن دزدی که او از شحنگان دل می برد