نتایج پژوهشی

«عشق در مولوی و حافظ در مولوی»

۲٬۰۱۰ شعر دارای شاهد مستقیم

Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…

حضور در متن

۳۰ نتیجه
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۴۶

بخش غزلیات

۲ بار
خود پرده‌ها و قافیه وآنگه خراب عشق تو
عقل از تو بی‌عقلی شده عشق از تو هم حیران شده
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۵۲

بخش غزلیات

۲ بار
ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی
در عشق تو چون دم زدم صد فتنه شد اندر عدم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۵۵

بخش غزلیات

۱ بار
ای کشش عشق خدا می‌ننشیند کرمت
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۵۷

بخش غزلیات

۱ بار
تا بخورد تا ببرد جان مرا عشق کهن
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۶۲

بخش غزلیات

۱ بار
داد ده ای عشق مرا وز در انصاف درآ
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۶۳

بخش غزلیات

۱ بار
آید عشق چله گر بر سر من با چله‌ای
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۶۴

بخش غزلیات

۴ بار
عشق و نیاز و بندگی هست نشان زندگی
عشق چو مست و بنگیی صبر و حیا چو داوری
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۶۶

بخش غزلیات

۱ بار
عشق سواره‌ات کند گر چه چنین پیاده‌ای
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۶۷

بخش غزلیات

۱ بار
اهل هزار بحر و کف گوهر عشق را صدف
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۶۸

بخش غزلیات

۷ بار
راحت‌های عشق را نیست چو عشق غایتی
عشق مه است جمله رو ماه حسد برد بدو
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۷۰

بخش غزلیات

۷ بار
عشق پرست ای پسر باد هواست مابقی
از می عشق سرخوشم آتش عشق مفرشم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۷۱

بخش غزلیات

۱ بار
عشق قرابه باز و من در کف او چو شیشه‌ای
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۷۲

بخش غزلیات

۲ بار
عشق منی و عشق را صورت شکل کی بود
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۷۴

بخش غزلیات

۳ بار
نیست نزار عشق را جز که وصال داروی
نیست دهان عشق را جز کف تو علف دهی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۷۹

بخش غزلیات

۲ بار
آتش عشق لامکان سوخته پاک جسم و جان
زر شده جان عاشقان عشق دکان زرگری
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۸۰

بخش غزلیات

۱ بار
موسی عشق تو مرا گفت که لامساس شو
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۸۲

بخش غزلیات

۱ بار
عشق درون سینه شد دل همه آبگینه شد
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۸۶

بخش غزلیات

۲ بار
ز آتش عشق برجهد تا به فلک زبانه‌ای
زهره عشق چون بزد پنجه خود در آب و گل
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۸۷

بخش غزلیات

۲ بار
آتش عشق درزده تا نبود عمارتی
کشته عشق خویش را شاه ازل زیارتی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۸۹

بخش غزلیات

۳ بار
ای دل بازشکل من جانب دست عشق او
با پر عشق او بپر چند به پر خود پری
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۹۳

بخش غزلیات

۲ بار
گلبن جان به عشق تو گفت اگر نترسمی
موج هوای عشق تو گر هلدی دمی مرا
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۹۴

بخش غزلیات

۱ بار
ما به دمشق عشق تو مست و مقیم بهر تو
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۹۶

بخش غزلیات

۱ بار
کآتش عشق خویش را تو به سپند می‌دهی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۹۸

بخش غزلیات

۳ بار
درآمد عشق در مسجد بگفت ای خواجه مرشد
گهی از روی خود داده خرد را عشق و بی‌صبری
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۴۹۹

بخش غزلیات

۳ بار
به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جان
وگر پرواز عشق تو در این عالم نمی‌گنجد
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۰۰

بخش غزلیات

۲ بار
ز عشق رایتش ای سر چرا پرچم نمی‌گردی
چرا از عشق تصحیحش تو حرفی کم نمی‌گردی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۰۲

بخش غزلیات

۳ بار
تو را گر قحط نان باشد کند عشق تو خبازی
وگر گم گشت دستارت کند عشق تو دستاری
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۰۳

بخش غزلیات

۱ بار
براق عشق جان داری ز مرگ خر چه اندیشی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۰۷

بخش غزلیات

۱ بار
به عشق و جست و جوی تو سبو بردم به جوی تو
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۱۳

بخش غزلیات

۱ بار
از آن روی چو ماه او ز عشق حسن خواه او