نتایج پژوهشی

«عشق در مولوی و حافظ در مولوی»

۲٬۰۱۰ شعر دارای شاهد مستقیم

Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…

حضور در متن

۳۰ نتیجه
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۱۵

بخش غزلیات

۲ بار
که جان یوسف از عشقش برآرد شور یعقوبی
ز عشق او دو صد لیلی چو مجنون بند می‌درد
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۱۸

بخش غزلیات

۱ بار
هزاران درد زه ارزد ز عشق یوسف آبستی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۱۹

بخش غزلیات

۲ بار
اگر عیب همه عالم تو را باشد چو عشق آمد
از او گر سنگسار آیی تو شیشه عشق را مشکن
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۲۰

بخش غزلیات

۳ بار
وگر بر کار بودی دل درون کارگاه عشق
در اول منزلت این عشق با این لوت ضدانند
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۲۱

بخش غزلیات

۲ بار
خرد در کار عشق ما چرا بی‌دست و پایستی
طبیب عشق اگر دادی به جالینوس یک معجون
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۲۲

بخش غزلیات

۲ بار
که امشب می‌نماید عشق بر عشاق پامردی
بترس از مات و از قایم چو نطع عشق گستردی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۲۴

بخش غزلیات

۱ بار
بسوز از عشق نور او درون نار چون عودی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۲۵

بخش غزلیات

۱ بار
دریدی پرده‌ها از عشق و آشوبی درافتادی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۲۹

بخش غزلیات

۱ بار
جهان عشق را اکنون سلیمان بن داوودی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۳۱

بخش غزلیات

۱ بار
براق عشق رامت شد ز مرگ خر چه غم داری
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۳۵

بخش غزلیات

۱ بار
پس آنگه دیده بگشایند جمال عشق را بینند
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۳۶

بخش غزلیات

۵ بار
نفاقی کردیی گر عشق رو بستی به ستاری
ولیکن عشق کی پنهان شود با شعله سینه
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۳۸

بخش غزلیات

۱ بار
شراب عشق می‌جوشی از آن سوتر ز بی‌هوشی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۳۹

بخش غزلیات

۲ بار
ببینی عقل ترسان را به پای عشق سربازی
که از عشقت بسی جان‌ها چو چوب خشک می‌سوزد
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۴۲

بخش غزلیات

۲ بار
نباشد عشق بازیچه بیا حقا اغا پوسی
اگر بالای که باشم چو رهبان عشق تو جویم
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۴۳

بخش غزلیات

۱ بار
بگفت از عشق شمس الدین که تبریز است از او چون چین
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۴۷

بخش غزلیات

۲ بار
شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی
شراب عشق تو آنگه جهان حسن بر جاگه
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۵۲

بخش غزلیات

۱ بار
که با صد رو طمع دارد ز روز عشق فردایی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۵۵

بخش غزلیات

۱ بار
ولیکن عشقشان دارد هزاران مکر و عیاری
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۵۷

بخش غزلیات

۴ بار
هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی
مثال نردبان باشد به نالیدن به عشق اندر
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۵۸

بخش غزلیات

۱ بار
بدرم چرخ و دریا را به عشق و صبر و پیشانی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۶۰

بخش غزلیات

۴ بار
دل تو همچو سنگ و من چو آهن ثابت اندر عشق
الا ای باده شادان به عشق اندر چو استادان
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۶۲

بخش غزلیات

۱ بار
من و عشق و شب تیره نگار و باده پیمایی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۶۳

بخش غزلیات

۲ بار
از یار مکن افغان بی‌جور نیامد عشق
گر نی ره عشق این است او کی دل ما خستی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۶۴

بخش غزلیات

۱ بار
گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۶۷

بخش غزلیات

۱ بار
تا عشق حمیاخد این مهر همی‌کارد
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۶۸

بخش غزلیات

۲ بار
گر گردن ما دارد در عشق تو باریکی
عشقیم نه سردستی مستیم نه از سیکی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۶۹

بخش غزلیات

۱ بار
در عشق جهانی را بدنام کنی حالی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۷۱

بخش غزلیات

۳ بار
ای عشق تویی جمله بر کیست تو را حمله
ای عشق عدم‌ها را خواهی که برنجانی
مولوی ← دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۵۷۲

بخش غزلیات

۱ بار
از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن