نتایج پژوهشی

«عشق در مولوی و حافظ در مولوی»

۲٬۰۱۰ شعر دارای شاهد مستقیم

Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…

حضور در متن

۳۰ نتیجه
بر من از عشقت بسی ناکام رفت
کانچ اصل اصل عشقست و ولاست
یا چون مستغرق شدی در عشق خر
عشق‌بازی با دو معشوقه بدست
ای ایاز از عشق تو گشتم چو موی
بس فسانهٔ عشق تو خواندم به جان
بانک بر زد در زمان آن عشق‌خو
ز انبهی عشق و وجد اندر جگر
عشق شش ساله کنیزک را بد این
آن ز عشق جان دوید و این ز بیم
پیش تو آید دوان از عشق تو
عشق گیرد گوش تو آنگاه کش
عاشقی کز عشق یزدان خورد قوت
عاشق عشق خدا وانگاه مزد
خویش را تعلیم کن عشق و نظر
پوزبند وسوسه عشقست و بس
یابی اندر عشق با فر و بها
تا نباشد عشق اوتان گوش کش
می‌کشید از عشق افیونی دگر
مقعد صدق او ز صدق عشق خویش
عشق اسپش از پی پیشی بود
می‌پرند از عشق آن ایوان و بام
ای شده در دوغ عشق ما گرو