۴ بار
عشقی دارم پاکتر از آب زلال
این باختن عشق مرا هست حلال
۲٬۰۱۰ شعر دارای شاهد مستقیم
عشقی دارم پاکتر از آب زلال
این باختن عشق مرا هست حلال
جز عشق ز عاشقان چه آید حاصل
وز عشق تو شمع روحافروختهام
چندان سبکم به عشق کاندر میزان
از عشق تو گشتم ارغنون عالم
از عشق تو من بلند قد میگردم
امشب که غم عشق مدامست مدام
امشب که مه عشق تمامست تمام
هر سوی که عشق میکشد میگردم
ای عشق که هستی به یقین معشوقم
با سرکشی عشق اگر سرد آرم
پس با دل خویش عشقبازی کردم
بیکار شدم ای غم عشقت کارم
روز و شب دیگر است در عشق مرا
تا آتش و آب عشق بشناختهام
تا زخمهٔ زخم عشق خوش ساختهام
از عشق تو خوان عشق آراستهام
من شربت عشق تو چنان خوردستم
با مطرب عشق چنگ خود در زدهایم
آن کف که به خون عشق آلودستی
عشق تو رسید و سه طلاقش دادم
خواهم که به عشق تو ز جان برخیزم
ننگست ملامت بره عشق ترا
در عشق تو گر دل بدهم جان ببرم
در عشق تو معرفت خطا دانستیم
چه عشق و چه معرفت کرا دانستیم
عشقش به هزار جان و دل بخریدم
زان دم که ترا به عشق بشناختهام
و آنها که ز عشقشان نصیبی نبود
عشق آمد و گفت تا بر او باشم
عشق از بنه بیبنست و بحریست عظیم
عشق است صبوح و من بدو بیدارم
عشق است بهار و من بدو گلزارم