۲ بار
عشق است قدح وز قدحش خوشحالم
سوگند بدان عشق که بطال گر است
۲٬۰۱۰ شعر دارای شاهد مستقیم
عشق است قدح وز قدحش خوشحالم
سوگند بدان عشق که بطال گر است
عشق تو گرفته آستین میکشدم
با عشق بگو که همچنین میکشدم
با عشق بگو که همچنین میکشدم
جانداده به عشق رطل مالامالیم
ور با لب خشک عشق را خشک آریم
از بیم زوال آفتاب عشقت
ما آتش عشق سینهسوز آوردیم
در عشق که او جان و دل و دیدهٔ ماست
هر شعله کز آتش زنهٔ عشق جهد
مردم رغم عشق دمی در من دم
من عشق ترا به جای ایمان دارم
جان نشکیبد ز عشق تا جان دارم
هم منزل عشق و هم رهت میبینم
جز عشق تو در دلم کدامست کدام
در عشق تو خون دل حلالست حلال
ای آتش عشقی که در آن میسوزی
جان مردان ز عشق تو جامه دران
عشق است دفینه در خراب دل من
ای عادت عشق عین ایمان خوردن
ای عشق تو در جان کسی و آن کس من
ای نالهٔ عشق تو رباب دل من
خواهد که جهان ز عشق تو پرگیرد
با دل گفتم عشق تو آغاز مکن
فرسوده شدم ز عشق تو فرسودن
اندر ره عشق یا تو باشی یا من
جز نغمهٔ عشق کبریا گوش مکن
ای عشق سخن بخش درآرش به سخن
چون جوشش خنب عشق دیدم ز تو من
در عشق تو شوخ و شنگ باید بودن
دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون
دلها مثل رباب و عشق تو کمان
تا درکشدم عشق به بیمارستان