شاه نعمتالله ولی ← غزلیات
۱ بارغزل شمارهٔ ۵
خوش خراباتی و خم می سبیل
۴۳۰ شعر دارای شاهد مستقیم
خوش خراباتی و خم می سبیل
همچو سید در خرابات مغان
در خرابات خلوتی داریم
در خرابات مغان گر بگذری
در خرابات فنا جام بقا
مستیم و مدام در خرابات
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
در خرابات مغان با نعمت الله همدمیم
در خرابات فنا ملک بقا داریم ما
در خرابات عشق دل گم شد
خراباتست و ما مست و خرابیم
پیر خرابات عشق داد مرا جام می
حکم خرابات داد خواجهٔ قنبر مرا
ما خراباتیان سر مستیم
خوش خراباتی و خم می سبیل
با حریفان در خرابات فنا
در خرابات مغان مست و خراب
آن رند خراباتی رندانه حریف ماست
در خرابات مست می گردم
مستیم و خراب در خرابات
در خرابات مغان مستانه رو
در خرابات دُرد دردش نوش
در خرابات بنده را دریاب
در خرابات نعمت الله آی
در گوشهٔ خرابات رندی است لاابالی
به خرابات رو خوشی بنشین
در خرابات مغان مست و خراب
نعمت الله در خراباتش طلب
در خرابات مغان دامنکشان
نعمت الله در خرابات مغان
در خرابات مغان موجود نیست