اثر · میز پژوهش
مثنوی معنوی
مولوی · ۹۷۲ شعر · ۱۴۰ شعر در محدودهٔ فعلی
شعربخش ۶۱ - جواب دادن قاضی صوفی رادفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهلتر از صبر در فراق یار بوددفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۵ پیشنهادی · ۵ موجودیتشعربخش ۶۳ - مثلدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزیطلب بیواسطهٔ کسبدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۶ پیشنهادی · ۶ موجودیتشعربخش ۶۵ - قصهٔ آن گنجنامه کی پهلوی قبهای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجستدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنجدفتر دفتر ششمبررسینشده۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۶۹ - باز دادن شاه گنجنامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیمدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۸ پیشنهادی · ۸ موجودیتشعربخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرمدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته استدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفةدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیهالسلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باددفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنجدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکاردفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بوددفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی میگفت من خورمدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۸۲ - مثلدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشاندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۸۵ - حکایت تعلق موش با چغز و بستن پای هر دو به رشتهای دراز و بر کشیدن زاغ موش را و معلق شدن چغز و نالیدن و پشیمانی او از تعلق با غیر جنس و با جنس خود ناساختندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمیتوانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موشخانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۵ پیشنهادی · ۵ موجودیتشعربخش ۸۷ - مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبیدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۸۸ - لابه کردن موش مر چغز را کی بهانه میندیش و در نسیه مینداز انجاح این حاجت مرا کی فی التاخیر آفات و الصوفی ابن الوقت و ابن دست از دامن پدر باز ندارد و اب مشفق صوفی کی وقتست او را بنگرش به فردا محتاج نگرداند چندانش مستغرق دارد در گلزار سریع الحسابی خویش نه چون عوام منتظر مستقبل نباشد نهری باشد نه دهری کی لا صباح عند الله و لا مساء ماضی و مستقبل و ازل و ابد آنجا نباشد آدم سابق و دجال مسبوق نباشد کی این رسوم در خطهٔ عقل جز وی است و روح حیوانی در عالم لا مکان و لا زمان این رسوم نباشد پس او ابن وقتیست کی لا یفهم منه الا نفی تفرقة الا زمنة چنانک از الله واحد فهم شود نفی دوی نی حقیقت واحدیدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکیام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن میچرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریبدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۹۱ - رجوع کردن به قصهٔ طلب کردن آن موش آن چغز را لبلب جو و کشیدن سر رشته تا چغز را در آب خبر شود از طلب اودفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۹۲ - قصهٔ عبدالغوث و ربودن پریان او را و سالها میان پریان ساکن شدن او و بعد از سالها آمدن او به شهر و فرزندان خویش را باز ناشکیفتن او از آن پریان بحکم جنسیت و همدلی او با ایشاندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۶ پیشنهادی · ۶ موجودیتشعربخش ۹۳ - داستان آن مرد کی وظیفه داشت از محتسب تبریز و وامها کرده بود بر امید آن وظیفه و او را خبر نه از وفات او حاصل از هیچ زندهای وام او گزارده نشد الا از محتسب متوفی گزارده شد چنانک گفتهاند لیس من مات فاستراح بمیت انما المیت میت الاحیاءدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۹۵ - رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریزدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثم الذین کفروا بربهم یعدلوندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۹۷ - مثل دوبین همچو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکانهای این شهر و اگر بیتدارک همچنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکانها را از هم جدا دانستهامدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۹۸ - توزیع کردن پایمرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمةالله علیه در الهینامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی و کانوا فیه من الزاهدیندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلواتالله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۰۱ - رجوع کردن به قصهٔ آن پایمرد و آن غریب وامدار و بازگشتن ایشان از سر گور خواجه و خواب دیدن پایمرد خواجه را الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پایمرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبهای باز نگردد الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۱۰۳ - حکایت آن پادشاه و وصیت کردن او سه پسر خویش را کی درین سفر در ممالک من فلان جا چنین ترتیب نهید و فلان جا چنین نواب نصب کنید اما الله الله به فلان قلعه مروید و گرد آن مگردیددفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمههای آبهای بیوفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمهها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاری ز درون جان تو میباید کز عاریهها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آیددفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۱۰۵ - روان شدن شهزادگان در ممالک پدر بعد از وداع کردن ایشان شاه را و اعادت کردن شاه وقت وداع وصیت را الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۱۰۶ - رفتن پسران سلطان به حکم آنک الانسان حریص علی ما منع ما بندگی خویش نمودیم ولیکن خوی بد تو بنده ندانست خریدن به سوی آن قلعهٔ ممنوع عنه آن همه وصیتها و اندرزهای پدر را زیر پا نهادند تا در چاه بلا افتادند و میگفتند ایشان را نفوس لوامه الم یاتکم نذیر ایشان میگفتند گریان و پشیمان لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیردفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیستدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بیدریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانهای خفتند شبی اتفاقا امرد خشتها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشتها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشتها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشتها را چرا نهادی الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۱۰ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلواتالله علیه فرمود منهومان لا یشبعان طالب الدنیا و طالب العلم کی این علم غیر علم دنیا باید تا دو قسم باشد اما علم دنیا هم دنیا باشد الی آخره و اگر همچنین شود کی طالب الدنیا و طالب الدنیا تکرار بود نه تقسیم مع تقریرهدفتر دفتر ششمبررسینشده۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۱۱ - بحث کردن آن سه شهزاده در تدبیر آن واقعهدفتر دفتر ششمبررسینشده۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگیندفتر دفتر ششمبررسینشده۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۱۳ - ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۶ پیشنهادی · ۶ موجودیتشعربخش ۱۱۴ - روان گشتن شاهزادگان بعد از تمام بحث و ماجرا به جانب ولایت چین سوی معشوق و مقصود تا به قدر امکان به مقصود نزدیکتر باشند اگر چه راه وصل مسدودست به قدر امکان نزدیکتر شدن محمودست الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان میجستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی اینها همه تمثال صورتیاند کی بر تختههای خاک نقش کردهاند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیمشب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۶ پیشنهادی · ۶ موجودیتشعربخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بیصبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم همچو دل از دست آنجا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۵ پیشنهادی · ۵ موجودیتشعربخش ۱۱۷ - بیان مجاهد کی دست از مجاهده باز ندارد اگر چه داند بسطت عطاء حق را کی آن مقصود از طرف دیگر و به سبب نوع عمل دیگر بدو رساند کی در وهم او نبوده باشد او همه وهم و اومید درین طریق معین بسته باشد حلقهٔ همین در میزند بوک حق تعالی آن روزی را از در دیگر بدو رساند کی او آن تدبیر نکرده باشد و یرزقه من حیث لا یحتسب العبد یدبر والله یقدر و بود کی بنده را وهم بندگی بود کی مرا از غیر این در برساند اگر چه من حلقهٔ این در میزنم حق تعالی او را هم ازین در روزی رساند فیالجمله این همه درهای یکی سرایست مع تقریرهدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۱۸ - حکایت آن شخص کی خواب دید کی آنچ میطلبی از یسار به مصر وفا شود آنجا گنجیست در فلان محله در فلان خانه چون به مصر آمد کسی گفت من خواب دیدهایم کی گنجیست به بغداد در فلان محله در فلان خانه نام محله و خانهٔ این شخص بگفت آن شخص فهم کرد کی آن گنج در مصر گفتن جهت آن بود کی مرا یقین کنند کی در غیر خانهٔ خود نمیباید جستن ولیکن این گنج یقین و محقق جز در مصر حاصل نشوددفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۱۹ - سبب تاخیر اجابت دعای ممندفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۲۰ - رجوع کردن به قصهٔ آن شخص کی به او گنج نشان دادند به مصر و بیان تضرع او از درویشی به حضرت حقدفتر دفتر ششمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیشنویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیت