اثر · میز پژوهش

مثنوی معنوی

مولوی · ۹۷۲ شعر · ۱۳۹ شعر در محدودهٔ فعلی

شعربخش ۱۲۱ - مستجاب شدن دعای پادشاه در خلاص پسرش از جادوی کابلیدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۲۲ - در بیان آنک شه‌زاده آدمی بچه است خلیفهٔ خداست پدرش آدم صفی خلیفهٔ حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آدمی‌بچه را از پدر ببرید به سحر و انبیا و اولیا آن طبیب تدارک کنندهدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۶ پیشنهادی · ۶ موجودیتشعربخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیستدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۱۲۴ - بیان آنک مجموع عالم صورت عقل کلست چون با عقل کل بکژروی جفا کردی صورت عالم ترا غم فزاید اغلب احوال چنانک دل با پدر بد کردی صورت پدر غم فزاید ترا و نتوانی رویش را دیدن اگر چه پیش از آن نور دیده بوده باشد و راحت جاندفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن چیستدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرةدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۲۷ - بیان آنک عقل جزوی تا بگور بیش نبیند در باقی مقلد اولیا و انبیاستدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نه‌ای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراشدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو می‌افتم در راه رفتن تو کم در روی می‌آیی این چراست و جواب گفتن شتر او رادفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۳۰ - تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانهدفتر دفتر چهارمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۳۱ - لابه کردن قبطی سبطی را کی یک سبو بنیت خویش از نیل پر کن و بر لب من نه تا بخورم به حق دوستی و برادری کی سبو کی شما سبطیان بهر خود پر می‌کنید از نیل آب صاف است و سبوکی ما قبطیان پر می‌کنیم خون صاف استدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۳۲ - در خواستن قبطی دعای خیر و هدایت از سبطی و دعا کردن سبطی قبطی را به خیر و مستجاب شدن از اکرم الاکرمین وارحم الراحمیندفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبن می‌نماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد می‌دید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقتدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیه‌السلامدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۳۵ - اطوار و منازل خلقت آدمی از ابتدادفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۳۶ - بیان آنک خلق دوزخ گرسنگانند و نالانند به حق کی روزیهای ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان کی ما را صبر نمانددفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسان‌تر بود بگویدفتر دفتر چهارمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ می‌رفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان می‌بینم موری دگر کی از هر دو چشم روشن‌تر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخرهدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به مصطفی صلی‌الله علیه و سلم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همه شعاعشدفتر دفتر چهارمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیت