اثر · میز پژوهش

مثنوی معنوی

مولوی · ۹۷۲ شعر · ۱۷۸ شعر در محدودهٔ فعلی

شعربخش ۱۲۱ - غالب شدن مکر روبه بر استعصام خردفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۲۲ - در بیان فضیلت احتما و جوعدفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۲۳ - مثلدفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حقدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیره ایست بزرگ حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علف گاو باشد تا به شب آن گاو همه را بخورد و فربه شود چون کوه پاره‌ای چون شب شود خوابش نبرد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی باز بخورد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کنددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدن شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده کی بر تو باز آمدی لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیردفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۲۷ - حکایت آن راهب که روز با چراغ می‌گشت در میان بازار از سر حالتی کی او را بوددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۲۸ - دعوت کردن مسلمان مغ رادفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحماندفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۳۰ - جواب گفتن ممن سنی کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهم‌السلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم بچه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر می‌شمرددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارةدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۳۲ - حکایت هم در بیان تقریر اختیار خلق و بیان آنک تقدیر و قضا سلب کنندهٔ اختیار نیستدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیردفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۳۴ - معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساءدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۳۵ - و هم‌چنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنیندفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گوینددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۳۷ - باز جواب گفتن آن کافر جبری آن سنی را کی باسلامش دعوت می‌کرد و به ترک اعتقاد جبرش دعوت می‌کرد و دراز شدن مناظره از طرفین کی مادهٔ اشکال و جواب را نبرد الا عشق حقیقی کی او را پروای آن نماند و ذلک فضل الله یتیه من یشاءدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۵ پیشنهادی · ۵ موجودیتشعربخش ۱۳۸ - پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست می‌گویی تا ایاز را در سخن آورددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازه‌ایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان رادفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعره‌ای زددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۵ پیشنهادی · ۵ موجودیتشعربخش ۱۴۱ - فرمودن شاه به ایاز بار دگر کی شرح چارق و پوستین آشکارا بگو تا خواجه تاشانت از آن اشارت پند گیرد کی الدین النصیحة و موعظه یابنددفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۴۲ - حکایت کافری کی گفتندش در عهد ابا یزید کی مسلمان شو و جواب گفتن او ایشان رادفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۴۳ - حکایت آن مذن زشت آواز کی در کافرستان بانگ نماز داد و مرد کافری او را هدیه داددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کودفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیه‌السلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی می‌کرد و از تنعم منع می‌کرددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۱۴۶ - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پاره‌ای در دزددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۱۴۷ - رفتن امیر خشم‌آلود برای گوشمال زاهددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد رادفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۴۹ - قصد انداختن مصطفی علیه‌السلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش استدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۵ پیشنهادی · ۵ موجودیتشعربخش ۱۵۰ - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خورده‌ام کی سزای او را بدهمدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۵۱ - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۵۲ - باز جواب گفتن آن امیر ایشان رادفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که و ان الدار الاخرة لهی الحیوان لوکانوا یعلمون کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زنده‌اند و سخن‌گوی و سخن‌شنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدنیا جیفه و طلابها کلاب و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجیدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۵ پیشنهادی · ۵ موجودیتشعربخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیستدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمان‌خانه و اندیشه‌های مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشه‌های غم و شادی چون شخص مهمان‌دوست غریب‌نواز خلیل‌وار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و ممن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتیدفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما مانددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۵ پیشنهادی · ۵ موجودیتشعربخش ۱۵۷ - تمثیل فکر هر روزینه کی اندر دل آید به مهمان نو کی از اول روز در خانه فرود آید و فضیلت مهمان‌نوازی و ناز مهمان کشیدن و تحکم و بدخویی کند به خداوند خانهدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۵۸ - نواختن سلطان ایاز رادفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۵۹ - وصیت کردن پدر دختر را کی خود را نگهدار تا حامله نشوی از شوهرتدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دست‌بوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده هم‌چون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان می‌دانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلموندفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۶۱ - نصیحت مبارزان او را کی با این دل و زهره کی تو داری کی از کلابیسه شدن چشم کافر اسیری دست بسته بیهوش شوی و دشنه از دست بیفتد زنهار زنهار ملازم مطبخ خانقاه باش و سوی پیکار مرو تا رسوا نشویدفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۶۲ - حکایت عیاضی رحمه‌الله کی هفتاد غزو کرده بود سینه برهنه بر امید شهید شدن چون از آن نومید شد از جهاد اصغر رو به جهاد اکبر آورد و خلوت گزید ناگهان طبل غازیان شنید نفس از اندرون زنجیر می‌درانید سوی غزا و متهم داشتن او نفس خود را درین رغبتدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۶۳ - حکایت آن مجاهد کی از همیان سیم هر روز یک درم در خندق انداختی به تفاریق از بهر ستیزهٔ حرص و آرزوی نفس و وسوسهٔ نفس کی چون می‌اندازی به خندق باری به یک‌بار بینداز تا خلاص یابم کی الیاس احدی الراحتین او گفته کی این راحت نیز ندهمدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۶۴ - صفت کردن مرد غماز و نمودن صورت کنیزک مصور در کاغذ و عاشق شدن خلیفهٔ مصر بر آن صورت و فرستادن خلیفه امیری را با سپاه گران بدر موصل و قتل و ویرانی بسیار کردن بهر این غرضدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خون‌ریز مسلمانان بیشتر نشوددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفتدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۶۷ - حجت منکران آخرت و بیان ضعف آن حجت زیرا حجت ایشان به دین باز می‌گردد کی غیر این نمی‌بینیمدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۶۸ - آمدن خلیفه نزد آن خوب‌روی برای جماعدفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۶۹ - خنده گرفتن آن کنیزک را از ضعف شهوت خلیفه و قوت شهوت آن امیر و فهم کردن خلیفه از خندهٔ کنیزکدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۳ پیشنهادی · ۳ موجودیتشعربخش ۱۷۰ - فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمتدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۷۲ - بیان آنک نحن قسمنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبوددفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۷۳ - دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصهدفتر دفتر پنجمبررسی‌نشده۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۰ پیشنهادی · ۰ موجودیتشعربخش ۱۷۴ - رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلط‌افکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارددفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۱۷۵ - تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان رادفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۲ پیشنهادی · ۲ موجودیتشعربخش ۱۷۶ - قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولیدفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۴ پیشنهادی · ۴ موجودیتشعربخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبوندفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیتشعربخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی انا اعلمکم بالله و اخشیکم لله و قال الله تعالی انما یخشی الله من عباده العلمادفتر دفتر پنجمنیازمند بازبینی۰ تأییدشده · ۰ پیش‌نویس · ۱ پیشنهادی · ۱ موجودیت