حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
حکایت کنند از بزرگان دین
۲
حقیقت شناسان عین الیقین
۳
که صاحبدلی بر پلنگی نشست
۴
همی راند رهوار و ماری به دست
۵
یکی گفتش: ای مرد راه خدای
۶
بدین ره که رفتی مرا ره نمای
۷
چه کردی که درنده رام تو شد
۸
نگین سعادت به نام تو شد؟
۹
بگفت ار پلنگم زبون است و مار
۱۰
وگر پیل و کرکس، شگفتی مدار
۱۱
تو هم گردن از حکم داور مپیچ
۱۲
که گردن نپیچد ز حکم تو هیچ
۱۳
چو حاکم به فرمان داور بود
۱۴
خدایش نگهبان و یاور بود
۱۵
محال است چون دوست دارد تو را
۱۶
که در دست دشمن گذارد تو را
۱۷
ره این است، روی از طریقت متاب
۱۸
بنه گام و کامی که داری بیاب
۱۹
نصیحت کسی سودمند آیدش
۲۰
که گفتار سعدی پسند آیدش