سعدی · بوستان

صفت جمعیت اوقات درویشان راضی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مگو جاهی از سلطنت بیش نیست
۲
که ایمن‌تر از ملک درویش نیست
۳
سبکبار مردم سبک‌تر روند
۴
حق این است و صاحبدلان بشنوند
۵
تهیدست تشویش نانی خورد
۶
جهانبان بقدر جهانی خورد
۷
گدا را چو حاصل شود نان شام
۸
چنان خوش بخسبد که سلطان شام
۹
غم و شادمانی بسر می‌رود
۱۰
به مرگ این دو از سر بدر می‌رود
۱۱
چه آن را که بر سر نهادند تاج
۱۲
چه آن را که بر گردن آمد خراج
۱۳
اگر سرفرازی به کیوان برست
۱۴
وگر تنگدستی به زندان درست
۱۵
چو خیل اجل در سر هر دو تاخت
۱۶
نمی شاید از یکدگرشان شناخت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.