سعدی · بوستان

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو الپ ارسلان جان به جان‌بخش داد
۲
پسر تاج شاهی به سر برنهاد
۳
به تربت سپردندش از تاجگاه
۴
نه جای نشستن بد آماجگاه
۵
چنین گفت دیوانه‌ای هوشیار
۶
چو دیدش پسر روز دیگر سوار
۷
زهی ملک و دوران سر در نشیب
۸
پدر رفت و پای پسر در رکیب
۹
چنین است گردیدن روزگار
۱۰
سبک سیر و بدعهد و ناپایدار
۱۱
چو دیرینه روزی سرآورد عهد
۱۲
جوان دولتی سر برآرد ز مهد
۱۳
منه بر جهان دل که بیگانه‌ای است
۱۴
چو مطرب که هر روز در خانه‌ای است
۱۵
نه لایق بود عیش با دلبری
۱۶
که هر بامدادش بود شوهری
۱۷
نکویی کن امسال چون ده تو راست
۱۸
که سال دگر دیگری دهخداست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.