حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یکی را پسر گم شد از راحله
۲
شبانگه بگردید در قافله
۳
ز هر خیمه پرسید وهر سو شتافت
۴
به تاریکی آن روشنایی بیافت
۵
چو آمد بر مردم کاروان
۶
شنیدم که میگفت با ساروان
۷
ندانی که چون راه بردم به دوست!
۸
هر آن کس که پیش آمدم گفتم اوست
۹
از آن اهل دل در پی هرکسند
۱۰
که باشد که روزی به مردی رسند
۱۱
برند از برای دلی بارها
۱۲
کشند از برای گلی خارها