حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چه خوش گفت شاگرد منسوج باف
۲
چو عنقا برآورد و پیل و زراف
۳
مرا صورتی برنیاید ز دست
۴
که نقشش معلم ز بالا نبست
۵
گرت صورت حال بد یا نکوست
۶
نگارندهٔ دست تقدیر، اوست
۷
در این نوعی از شرک پوشیده هست
۸
که زیدم بیازرد و عمروم بخست
۹
گرت دیده بخشد خدواند امر
۱۰
نبینی دگر صورت زید و عمرو
۱۱
نپندارم ار بنده دم درکشد
۱۲
خدایش به روزی قلم درکشد
۱۳
جهان آفرینت گشایش دهاد
۱۴
که گر وی ببندد نشاید گشاد