مثل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شتر بچه با مادر خویش گفت:
۲
بس از رفتن، آخر زمانی بخفت
۳
بگفت ار به دست منستی مهار
۴
ندیدی کسم بارکش در قطار
۵
قضا کشتی آن جا که خواهد برد
۶
وگر ناخدا جامه بر تن درد
۷
مکن سعدیا دیده بر دست کس
۸
که بخشنده پروردگارست و بس
۹
اگر حق پرستی ز درها بست
۱۰
که گر وی براند نخواند کست
۱۱
گر او تاجدارت کند سر برآر
۱۲
وگرنه سر ناامیدی بخار