Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شنیدم که نابالغی روزه داشت
۲
به صد محنت آورد روزی به چاشت
۳
به کتابش آن روز سائق نبرد
۴
بزرگ آمدش طاعت از طفل خرد
۵
پدر دیده بوسید و مادر سرش
۶
فشاندند بادام و زر بر سرش
۷
چو بر وی گذر کرد یک نیمه روز
۸
فتاد اندر او ز آتش معده سوز
۹
بدل گفت اگر لقمه چندی خورم
۱۰
چه داند پدر غیب یا مادرم؟
۱۱
چو روی پسر در پدر بود و قوم
۱۲
نهان خورد و پیدا بسر برد صوم
۱۳
که داند چو در بند حق نیستی
۱۴
اگر بی وضو در نماز ایستی؟
۱۵
پس این پیر ازان طفل نادان ترست
۱۶
که از بهر مردم به طاعت درست
۱۷
کلید در دوزخ است آن نماز
۱۸
که در چشم مردم گزاری دراز
۱۹
اگر جز به حق می‌رود جاده‌ات
۲۰
در آتش فشانند سجاده‌ات

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.