Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عبادت به اخلاص نیت نکوست
۲
وگرنه چه آید ز بی مغز پوست؟
۳
چه زنار مغ بر میانت چه دلق
۴
که در پوشی از بهر پندار خلق
۵
مکن گفتمت مردی خویش فاش
۶
چو مردی نمودی مخنث مباش
۷
به اندازهٔ بود باید نمود
۸
خجالت نبرد آن که ننمود و بود
۹
که چون عاریت برکنند از سرش
۱۰
نماید کهن جامه‌ای در برش
۱۱
اگر کوتهی پای چوبین مبند
۱۲
که در چشم طفلان نمایی بلند
۱۳
وگر نقره اندوده باشد نحاس
۱۴
توان خرج کردن بر ناشناس
۱۵
منه جان من آب زر بر پشیز
۱۶
که صراف دانا نگیرد به چیز
۱۷
زر اندودگان را به آتش برند
۱۸
پدید آید آنگه که مس یا زرند
۱۹
ندانی که بابای کوهی چه گفت
۲۰
به مردی که ناموس را شب نخفت؟
۲۱
برو جان بابا در اخلاص پیچ
۲۲
که نتوانی از خلق رستن به هیچ
۲۳
کسانی که فعلت پسندیده‌اند
۲۴
هنوز از تو نقش برون دیده‌اند
۲۵
چه قدر آورد بنده حوردیس
۲۶
که زیر قبا دارد اندام پیس؟
۲۷
نشاید به دستان شدن در بهشت
۲۸
که بازت رود چادر از روی زشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.