حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یکی را ز مردان روشن ضمیر
۲
امیر ختن داد طاقی حریر
۳
ز شادی چو گلبرگ خندان شکفت
۴
نپوشید و دستش ببوسید و گفت:
۵
چه خوب است تشریف میر ختن
۶
وز او خوب تر خرقهٔ خویشتن
۷
گر آزادهای بر زمین خسب و بس
۸
مکن بهر قالی زمین بوس کس