حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یکی گربه در خانهٔ زال بود
۲
که برگشته ایام و بدحال بود
۳
دوان شد به مهمان سرای امیر
۴
غلامان سلطان زدندش به تیر
۵
چکان خونش از استخوان، میدوید
۶
همی گفت و از هول جان میدوید
۷
اگر جستم از دست این تیر زن
۸
من و موش و ویرانهٔ پیرزن
۹
نیرزد عسل، جان من، زخم نیش
۱۰
قناعت نکوتر به دوشاب خویش
۱۱
خداوند از آن بنده خرسند نیست
۱۲
که راضی به قسم خداوند نیست