حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شنیدم که در بزم ترکان مست
۲
مریدی دف و چنگ مطرب شکست
۳
چو چنگش کشیدند حالی به موی
۴
غلامان و چون دف زدندش به روی
۵
شب از درد چوگان و سیلی نخفت
۶
دگر روز پیرش به تعلیم گفت
۷
نخواهی که باشی چو دف روی ریش
۸
چو چنگ، ای برادر، سر انداز پیش