Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت عضد و مرغان خوش آواز

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عضد را پسر سخت رنجور بود
۲
شکیب از نهاد پدر دور بود
۳
یکی پارسا گفتش از روی پند
۴
که بگذار مرغان وحشی ز بند
۵
قفسهای مرغ سحر خوان شکست
۶
که در بند ماند چو زندان شکست؟
۷
نگه داشت بر طاق بستان سرای
۸
یکی نامور بلبل خوش‌سرای
۹
پسر صبحدم سوی بستان شتافت
۱۰
جز آن مرغ بر طاق ایوان نیافت
۱۱
بخندید کای بلبل خوش نفس
۱۲
تو از گفت خود مانده‌ای در قفس
۱۳
ندارد کسی با تو ناگفته کار
۱۴
ولیکن چو گفتی دلیلش بیار
۱۵
چو سعدی که چندی زبان بسته بود
۱۶
ز طعن زبان آوران رسته بود
۱۷
کسی گیرد آرام دل در کنار
۱۸
که از صحبت خلق گیرد کنار
۱۹
مکن عیب خلق، ای خردمند، فاش
۲۰
به عیب خود از خلق مشغول باش
۲۱
چو باطل سرایند مگمار گوش
۲۲
چو بی‌ستر بینی بصیرت بپوش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.