Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

گفتار اندر غیبت و خللهایی که از وی صادر شود

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بد اندر حق مردم نیک و بد
۲
مگوی ای جوانمرد صاحبت خرد
۳
که بد مرد را خصم خود می‌کنی
۴
وگر نیکمردست بد می‌کنی
۵
تو را هر که گوید فلان کس بدست
۶
چنان دان که در پوستین خودست
۷
که فعل فلان را بباید بیان
۸
وز این فعل بد می‌برآید عیان
۹
به بد گفتن خلق چون دم زدی
۱۰
اگر راست گویی سخن هم بدی
۱۱
زبان کرد شخصی به غیبت دراز
۱۲
بدو گفت داننده‌ای سرفراز
۱۳
که یاد کسان پیش من بد مکن
۱۴
مرا بدگمان در حق خود مکن
۱۵
گرفتم ز تمکین او کم ببود
۱۶
نخواهد به جاه تو اندر فزود
۱۷
کسی گفت و پنداشتم طیبت است
۱۸
که دزدی بسامان تر از غیبت است
۱۹
بدو گفتم ای یار آشفته هوش
۲۰
شگفت آمد این داستانم به گوش
۲۱
به ناراستی در چه بینی بهی
۲۲
که بر غیبتش مرتبت می‌نهی؟
۲۳
بلی گفت دزدان تهور کنند
۲۴
به بازوی مردی شکم پر کنند
۲۵
ز غیبت چه می‌خواهد آن ساده مرد
۲۶
که دیوان سیه کرد و چیزی نخورد!

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.