حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرا در نظامیه ادرار بود
۲
شب و روز تلقین و تکرار بود
۳
مر استاد را گفتم ای پر خرد
۴
فلان یار بر من حسد میبرد
۵
شنید این سخن پیشوای ادب
۶
به تندی برآشفت و گفت ای عجب!
۷
حسودی پسندت نیامد ز دوست
۸
که معلوم کردت که غیبت نکوست؟
۹
گر او راه دوزخ گرفت از خسی
۱۰
از این راه دیگر تو در وی رسی