Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کسی گفت حجاج خون‌خواره‌ای است
۲
دلش همچو سنگ سیه پاره‌ای است
۳
نترسد همی ز آه و فریاد خلق
۴
خدایا تو بستان از او داد خلق
۵
جهاندیده‌ای پیر دیرینه زاد
۶
جوان را یکی پند پیرانه داد
۷
کز او داد مظلوم مسکین او
۸
بخواهند وز دیگران کین او
۹
تو دست از وی و روزگارش بدار
۱۰
که خود زیر دستش کند روزگار
۱۱
نه بیداد از او بهره‌مند آیدم
۱۲
نه نیز از تو غیبت پسند آیدم
۱۳
به دوزخ برد مدبری را گناه
۱۴
که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه
۱۵
دگر کس به غیبت پیش می‌دود
۱۶
مبادا که تنها به دوزخ رود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.