Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شبی دعوتی بود در کوی من
۲
ز هر جنس مردم در او انجمن
۳
چو آواز مطرب برآمد ز کوی
۴
به گردون شد از عاشقان های و هوی
۵
پری پیکری بود محبوب من
۶
بدو گفتم ای لعبت خوب من
۷
چرا با رفیقان نیایی به جمع
۸
که روشن کنی مجلس ما چو شمع؟
۹
شنیدم سهی قامت سیم‌تن
۱۰
که می‌رفت و می‌گفت با خویشتن
۱۱
محاسن چو مردان نداری به دست
۱۲
نه مردی بود پیش مردان نشست
۱۳
سیه نامه تر زان مخنث مخواه
۱۴
که پیش از خطش روی گردد سیاه
۱۵
ازان بی حمیت بباید گریخت
۱۶
که نامردیش آب مردان بریخت
۱۷
پسر کو میان قلندر نشست
۱۸
پدر گو ز خیرش فروشوی دست
۱۹
دریغش مخور بر هلاک و تلف
۲۰
که پیش از پدر، مرده به ناخلف

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.