Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت مست خرمن سوز

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یکی غله مرداد مه توده کرد
۲
ز تیمار دی خاطر آسوده کرد
۳
شبی مست شد و آتشی برفروخت
۴
نگون بخت کالیوه، خرمن بسوخت
۵
دگر روز در خوشه چینی نشست
۶
که یک روز جوز خرمن نماندش به دست
۷
چو سرگشته دیدند درویش را
۸
یکی گفت پروردهٔ خویش را
۹
نخواهی که باشی چنین تیره روز
۱۰
به دیوانگی خرمن خود مسوز
۱۱
گر از دست شد عمرت اندر بدی
۱۲
تو آنی که در خرمن آتش زدی
۱۳
فضیحت بود خوشه اندوختن
۱۴
پس از خرمن خویشتن سوختن
۱۵
مکن جان من، تخم دین ورز و داد
۱۶
مده خرمن نیک نامی به باد
۱۷
چو برگشته بختی در افتد به بند
۱۸
از او نیک‌بختان بگیرند پند
۱۹
تو پیش از عقوبت در عفو کوب
۲۰
که سودی ندارد فغان زیر چوب
۲۱
برآر از گریبان غفلت سرت
۲۲
که فردا نماند خجل در برت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.