Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت سفر حبشه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
غریب آمدم در سواد حبش
۲
دل از دهر فارغ سر از عیش خوش
۳
به ره بر یکی دکه دیدم بلند
۴
تنی چند مسکین بر او پای بند
۵
بسیچ سفر کردم اندر نفس
۶
بیابان گرفتم چو مرغ از قفس
۷
یکی گفت کاین بندیان شب روند
۸
نصیحت نگیرند و حق نشنوند
۹
چو بر کس نیامد ز دستت ستم
۱۰
تو را گر جهان شحنه گیرد چه غم؟
۱۱
نیاورده عامل غش اندر میان
۱۲
نیندیشد از رفع دیوانیان
۱۳
وگر عفتت را فریب است زیر
۱۴
زبان حسابت نگردد دلیر
۱۵
نکونام را کس نگیرد اسیر
۱۶
بترس از خدای و مترس از امیر
۱۷
چو خدمت پسندیده آرم بجای
۱۸
نیندیشم از دشمن تیره رای
۱۹
اگر بنده کوشش کند بنده‌وار
۲۰
عزیزش بدار خداوندگار
۲۱
وگر کند رای است در بندگی
۲۲
ز جان داری افتد به خربندگی
۲۳
قدم پیش نه کز ملک بگذری
۲۴
که گر بازمانی ز دد کمتری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.