توشهٔ پژمردگی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
لالهای با نرگس پژمرده گفت
۲
بین که ما رخساره چون افروختیم
۳
گفت ما نیز آن متاع بی بدل
۴
شب خریدیم و سحر بفروختیم
۵
آسمان، روزی بیاموزد ترا
۶
نکتههائی را که ما آموختیم
۷
خرمی کردیم وقت خرمی
۸
چون زمان سوختن شد سوختیم
۹
تا سفر کردیم بر ملک وجود
۱۰
توشهٔ پژمردگی اندوختیم
۱۱
درزی ایام زان ره میشکافت
۱۲
آنچه را زین راه، ما میدوختیم