مرغ زیرک
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یکی مرغ زیرک، ز کوتاه بامی
۲
نظر کرد روزی، بگسترده دامی
۳
بسان ره اهرمن، پیچ پیچی
۴
بکدار نطعی، ز خون سرخ فامی
۵
همه پیچ و تابش، عیان گیروداری
۶
همه نقش زیباش، روشن ظلامی
۷
بهر دانهای، قصهای از فریبی
۸
بهر ذره نوری، حدیثی ز شامی
۹
بپهلوش، صیاد ناخوبرویی
۱۰
بکشتن حریصی، بخون تشنه کامی
۱۱
نه عاریش از دامن آلوده کردن
۱۲
نهاش بیم ننگی، نه پروای نامی
۱۳
زمانی فشردی و گاهی شکستی
۱۴
گلوی تذروی و بال حمامی
۱۵
از آن خدعه، آگاه مرغ دانا
۱۶
بصیاد داد از بلندی سلامی
۱۷
بپرسید این منظر جانفزا چیست
۱۸
که دارد شکوه و صفای تمامی
۱۹
بگفتا، سرائی است آباد و ایمن
۲۰
فرود آی از بهر گشت و خرامی
۲۱
خریدار ملک امان شو، چه حاصل
۲۲
ز سرگشتگیهای عمر حرامی
۲۳
بخندید، کاین خانه نتوان خریدن
۲۴
که مشتی نخ است و ندارد دوامی
۲۵
نماند بغیر از پر و استخوانی
۲۶
از آن کو نهد سوی این خانه گامی
۲۷
نبندیم چشم و نیفتیم در چه
۲۸
نبخشیم چیزی، نخواهیم وامی
۲۹
بدامان و دست تو، هر قطرهٔ خون
۳۰
مرا داده است از بلائی پیام
۳۱
فریب جهان، پخته کردست ما را
۳۲
تو، آتش نگهدار از بهر خامی