عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون نیست هیچ مردی در عشق یار ما را
۲
سجاده زاهدان را درد و قمار ما را
۳
جایی که جان مردان باشد چو گوی گردان
۴
آن نیست جای رندان با آن چکار ما را
۵
گر ساقیان معنی با زاهدان نشینند
۶
می زاهدان ره را درد و خمار ما را
۷
درمانش مخلصان را دردش شکستگان را
۸
شادیش مصلحان را غم یادگار ما را
۹
ای مدعی کجایی تا ملک ما ببینی
۱۰
کز هرچه بود در ما برداشت یار ما را
۱۱
آمد خطاب ذوقی از هاتف حقیقت
۱۲
کای خسته چون بیابی اندوه زار ما را
۱۳
عطار اندرین ره اندوهگین فروشد
۱۴
زیرا که او تمام است انده گسار ما را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.