عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز زلفت زنده می‌دارد صبا انفاس عیسی را
۲
ز رویت می‌کند روشن خیالت چشم موسی را
۳
سحرگه عزم بستان کن صبوحی در گلستان کن
۴
به بلبل می‌برد از گل صبا صد گونه بشری را
۵
کسی با شوق روحانی نخواهد ذوق جسمانی
۶
برای گلبن وصلش رها کن من و سلوی را
۷
گر از پرده برون آیی و ما را روی بنمایی
۸
بسوزی خرقهٔ دعوی بیابی نور معنی را
۹
دل از ما می‌کند دعوی سر زلفت به صد معنی
۱۰
چو دل‌ها در شکن دارد چه محتاج است دعوی را
۱۱
به یک دم زهد سی ساله به یک دم باده بفروشم
۱۲
اگر در باده اندازد رخت عکس تجلی را
۱۳
نگارینی که من دارم اگر برقع براندازد
۱۴
نماید زینت و رونق نگارستان مانی را
۱۵
دلارامی که من دانم گر از پرده برون آید
۱۶
نبینی جز به میخانه ازین پس اهل تقوی را
۱۷
شود در گلخن دوزخ طلب کاری چو عطارت
۱۸
اگر در روضه بنمایی به ما نور تجلی را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.