غزل شمارهٔ ۱۸۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر در حق هر که کار و بار ندارد
۲
نزد حق او هیچ اعتبار ندارد
۳
جان به تماشای گلشن در حق بر
۴
خوش بود آن گلشنی که خار ندارد
۵
مست خراب شراب شوق خدا شو
۶
زانکه شراب خدا خمار ندارد
۷
خدمت حق کن به هر مقام که باشی
۸
خدمت مخلوق افتخار ندارد
۹
تا بتند عنکبوت بر در هر غار
۱۰
پردهٔ عصمت که پود و تار ندارد
۱۱
ساختن پرده آنچنان ز که آموخت
۱۲
از در آنکس که پردهدار ندارد
۱۳
تا دل عطار در دو کون فروشد
۱۴
از پی آن بار بار بار ندارد