Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نور روی تو را نظر نکشد
۲
سوز عشق تو را جگر نکشد
۳
باد خاک سیاه بر سر آنک
۴
خاک کوی تو در بصر نکشد
۵
آتش عشق بیدلان تو را
۶
هفت آتش گه سقر نکشد
۷
از درازی و دوری راهت
۸
هیچ کس راه تو به سر نکشد
۹
که رهت جز به قدر و قوت ما
۱۰
قدر یک گام بیشتر نکشد
۱۱
درد هر کس به قدر طاقت اوست
۱۲
کانچه عیسی کشید خر نکشد
۱۳
کوه اندوه و بار محنت تو
۱۴
چون کشد دل که بحر و بر نکشد
۱۵
خود عجب نبود آنکه از ره عجز
۱۶
پشه‌ای پیل را به بر نکشد
۱۷
با کمان فلک به هیچ سبیل
۱۸
بازوی هیچ پشه در نکشد
۱۹
هیچکس عشق چون تو معشوقی
۲۰
به ترازوی عقل بر نکشد
۲۱
چون کشد کوه بی نهایت را
۲۲
آن ترازو که بیش زر نکشد
۲۳
وزن عشق تو عقل کی داند
۲۴
عشق تو عقل مختصر نکشد
۲۵
عشقت از دیرها نگردد باز
۲۶
تا که ابدال را بدر نکشد
۲۷
دل عطار در غم تو چنان است
۲۸
که غم دیگران دگر نکشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.