Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · منطق‌الطیر

حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکرد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن عزیزی گفت شد هفتاد سال
۲
تا ز شادی می‌کنم و از ناز حال
۳
کین چنین زیبا خداوندیم هست
۴
با خداوندیش پیوندیم هست
۵
چون تو مشغولی بجویایی عیب
۶
کی کنی شادی به زیبایی غیب
۷
عیب جویا، تو به چشم عیب بین
۸
کی توانی بود هرگز غیب بین
۹
اولا از عیب خلق آزاد شو
۱۰
پس به عشق غیب مطلق شاد شو
۱۱
موی بشکافی به عیب دیگران
۱۲
ور بپرسم عیب تو کوری در آن
۱۳
گر به عیب خویشتن مشغولیی
۱۴
گرچه بس معیوبیی مقبولیی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.