سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دارم سر خاک پایت ای دوست
۲
آیم به در سرایت ای دوست
۳
آنها که به حسن سرفرازند
۴
نازند به خاکپایت ای دوست
۵
چون رای تو هست کشتن من
۶
راضی شده‌ام برایت ای دوست
۷
خون نیز ترا مباح کردم
۸
دیگر چکنم به جایت ای دوست
۹
دانی نتوان کشید ازین بیش
۱۰
بار ستم جفایت ای دوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.