غزل شمارهٔ ۶۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
۲
سوگند خورم من که بجای تو کسم نیست
۳
امروز منم عاشق بی مونس و بییار
۴
فریاد همی خواهم و فریاد رسم نیست
۵
در عشق نمیدانم درمان دل خویش
۶
خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست
۷
خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم
۸
از تنگ دلی جانا جای نفسم نیست
۹
هر شب به سر کوی تو آیم متواری
۱۰
با بدرقهٔ عشق تو بیم عسسم نیست
۱۱
گویی که طلبکار دگر یاری رو رو
۱۲
آری صنما محنت عشق تو بسم نیست